تبلیغات
برترین بازی های دنیا - DmC: Devil May Cry

بین مطالب وب سایت جستجو کنید

همه با هم به سوی بازی های آینده

     
احمدرضا مستاجران
05:30 ب.ظ
دوشنبه 2 بهمن 1391

از زمانی که هیدکی کامیا (Hideki Kamiya) سری بازی های Devil May Cry را خلق کرد، ما شاهد تغییرات بزرگی در سبک Hack and Slash بودیم. سری Devil May Cry استانداردهایی را در این سبک به وجود آوردند که همچنان در عناوین بزرگ و مطرح به خوبی دیده می شوند. این سری که سازندگان شرقی حرفه ای را پشت خودش می دید، توانست به خوبی پله های موفقیت را طی کند تا ما شاهد 4 نسخه از این مجموعه موفق باشیم. در سال 2010 کمپانی Capcom تصمیم گرفت که این سری از بازی ها را با دیدگاه متفاوتی بسازد.

هنوز دلیل اینکه چرا این کمپانی سری DMC را با یک بازسازی مجدد روبرو کرد، مشخص نیست. آن ها این کار را به عهده استودیوی Ninja Theory سپردند که تجربه خوبی در ساخت بازی های Hack and Slash داشت. در کارنامه این استودیو، بازی هایی مانند Heavenly Sword و Enslaved قرار دارند و آن ها اینبار می خواستند کار ساخت بازی ای را شروع کنند که دارای تاریخچه ای غنی و طرفداران بی شماری بود. NT چند سالی را صرف ساخت این بازی کرد تا ما امروز بتوانیم نسخه جدید سری بازی های Devil May Cry را بازی کنیم.

داستان

نمی دانم چقدر با شخصیت جان کونستانتین (John Constantine) آشنایی دارید. کتاب های کمیک متعدد و حتی فیلمی هم از روی او ساخته شده اند. او یک جن گیر است و با شیاطینی که قصد وارد شدن به دنیای انسان ها را دارند، مبارزه می کند. او در دنیایی زندگی می کند که جهان های موازی در آن قرار دارند. قلمرویی که انسان ها نمی توانند آن را مشاهده کنند و تنها کسانی که دورگه باشند و یا پس از اقدام به خودکشی زنده بمانند، می توانند مرز بین این دو دنیا را تشخیص دهند. با در نظر گرفتن چنین موضوعی می توانیم به بازی DmC: Devil May Cry پا بگذاریم.

بازی در شهری به نام Limbo (برزخ) رخ می دهد و دنیاهای موازی باعث شده اند که این شهر به مکانی برای تجمع شیاطین تبدیل شود تا بتوانند انسان ها را از بین ببرند. در واقع این شهر کارخانه ای برای شیاطین است که روح انسان تولید می کند. دانته (Dante) پسر جوانی است که فقط می داند قدرت مقابله با شیاطین را دارد. او شخصیتی بسیار علاف، خوشگذران و بی خیال است که نه کسی برایش اهمیت دارد و نه اتفاقاتی که در این دنیا می افتد برایش مهم هستند. وقایع شومی در شهر Limbo رخ می دهند و دانته به هدف شیاطین تبدیل می شود. اینجاست که دختری به نام کت (Kat) به دانته هشدار می دهد و پس از ماجراهایی او را به مکانی می برد که محفلی برای از بین بردن شیاطین است. دانته آنجا با برادرش ورجیل (Vergil) روبرو می شود، اما او را نمی شناسد.

اینجاست که ورجیل گذشته ای را به دانته نشان می دهد که او از یاد برده است. او متوجه می شود که پدرش اسپاردا (Sparda)، یک شیطان بوده که با مادرش ایوا (Eva) که فرشته بوده، ازداج کرده است. اقدامی که والدین این دو انجام می دهند، یک عمل زشت و خلاف در دنیای شیاطین و فرشتگان محسوب می شود. اما با این حال، آن ها صاحب دو فرزند دوقلو به نام های دانته و ورجیل می شوند که به آن ها نفیلیم (Nephilim) نیز گفته می شود. مادر آن ها توسط پادشاه شیاطین یعنی مانداس (Mundus) کشته می شود و اسپاردا به زنجیر کشیده شده و تبعید می شود. برای اینکه پسرها زنده بمانند، اسپاردا آن ها را زودتر از هم جدا می کند و به مکان های مختلفی می فرستد. دانته متوجه می شود که تنها او و برادرش که نفیلیم هستند، می توانند شیاطینی را که قصد ورود به دنیای انسان ها را دارند، نابود کنند و با این کار می توانند مانداس را از بین ببرند.

مانداس اکنون به دنبال کشتن دانته و برادرش است و از اینجا به بعد دانته سعی می کند تا با نابودی تشکیلاتی که مانداس در شهر به وجود آورده، او را ضعیف کند تا بتواند خودش را هم از بین ببرد. داستان به شکل جالبی دنبال می شود و می تواند شما را پای بازی نگه دارد. سرگذشت جالب شخصیت ها و اتفاقاتی که برای آن ها می افتند، بازی را زیبا کرده است. با توجه به اینکه DmC ارتباطی با نسخه های قبلی اش ندارد، داستان آن به خوبی توانسته یک دنیای جدید را در سری Devil May Cry به وجود بیاورد.

گرافیک

یک نمایش بسیار خوب از موتور Unreal Engine 3 را در DmC خواهید دید. شاید این بازی یکی از معدود عناوینی باشد که اینقدر خوب و بدون نقص از این موتور بازیسازی استفاده کرده است. احتمالاً خود Capcom در اصلاح این موتور اقداماتی انجام داده است. کیفیت مطلوب بافت ها سبب شده تا جزئیات بسیار خوبی را در محیط بازی شاهد باشیم. بازتاب محیط به خوبی روی زمین مشخص است و این موضوع فضای بسیار جالبی را به وجود آورده است. DmC در بخش هنری بسیار خوب عمل کرده و در طراحی محیط مشاهده می کنید که از نقش و نگارهای زیادی استفاده شده که می توانند نظر شما را به خودشان جلب کنند. تنوع مراحل نیز قابل توجه است.

هر کدام از آن ها به شکل خاصی طراحی شده اند که به یک اندازه هیجان انگیز و جذاب از کار درآمده اند. در این بازی شاهد تغییر فضا به صورت Real-Time هستیم. محیط ها به خوبی در یک لحظه تخریب می شوند و به شکل دیگری درمی آیند. تمام این اتفاقات بدون بروز مشکلات اجرایی معمول در UE3 نمایش داده می شوند. رنگ بندی ها نیز می توانند نظر شما را به خودشان جلب کنند. استفاده از رنگ های گرم مانند قرمز، نارنجی و زرد باعث شده تا شما به خوبی متوجه حضور شخصیت بازی در برزخ شوید. همچنین در سایر مراحل، رنگ های سردی مانند آبی و خاکستری را خواهید دید که باعث شده تفاوت آن ها با محیط های برزخی به خوبی مشخص شود.

افکت های آتش، باران، تخریب و... نیز واقعاً خوب از کار درآمده اند و کیفیت خوب آن ها باعث خلق فضایی بسیار زیبا در بازی شده است. انیمیشن های صورت شخصیت ها بسیار عالی بوده و باعث شده که بروز احساسات را به خوبی در آن ها مشاهده کنید. حرکات نرم و روانی برای دانته طراحی شده که اگر ادعای Ninja Theory در مورد دستی بودن آن ها صحت داشته باشد، باید گفت که آن ها در این زمینه اعجاز کرده اند. تنوع بسیار بالای دشمنان باعث شده تا شما بتوانید در هر کدام از مراحل با یک دشمن جدید مبارزه کنید. Bossها بسیار جالب طراحی شده اند و جزئیات به کار رفته در آن ها حالت منحصر به فردی به آن ها داده است. در کل، گرافیک بازی به شکل بسیار خوبی می تواند شما را در فضای دو دنیای موازی قرار دهد.

موسیقی/صداگذاری

موسیقی های DmC را یک گروه هلندی به نام Noisia ساخته که در سبک الکترونیکی فعالیت می کنند. البته تعدادی از قطعات هم توسط گروه نروژی Combichrist تهیه شده اند. این سبک موسیقی باعث شده تا با فضای پر تنشی مواجه شوید و احساس کنید که شیاطین برایتان کنسرت اجرا می کنند! موسیقی ها ریتمی شبیه به Hard Rock به خودشان می گیرند و توانسته اند با ورند مبارزه ها هماهنگ شوند، اما پس از مدتی ممکن است که برای برخی گوشخراش جلوه کنند. از طرف دیگر، در میان پرده ها و صحنه هایی که روند داستانی بازی دنبال می شود، موسیقی با تغییر سبک جالبی روبرو می شود و فضای بسیار خوبی را به وجود می آورد.

صداگذاری نیز باعث شده فضای بزرخی بازی بیش از پیش خودنمایی کند. صداپیشگانی که در این بازی حضور داشته اند از افراد مطرحی تشکیل شده اند که در بازیگری و صداپیشگی تجربه خوبی دارند. صداپیشه دانته آقای تیم فیلیپس (Tim Phillipps)، دیوید دلاتور (David de Lautour) صداپیشه ورجیل، خانم سیج میرس (Sage Mears) صداپیشه کت و لوییس هرتوم (Louis Herthum) صداپیشه مانداس بوده است. شخصیت دانته توانسته به نوعی همان حالت دانته نسخه های قبلی را در صدا و رفتارش حفظ کند. شوخی های او بیانگر چنین موضوعی است، البته او بسیار بی ادب و پرخاشگر است!

گیم پلی

خوشبختانه گیم پلی بازی بسیار خوب و هیجان انگیز از کار درآمده و قطعاً علاقه مندان سبک Hack and Slash از آن راضی خواهند بود. ضربه های ترکیبی فوق العاده ای برای دانته طراحی شده که اجرا کردن آن ها بسیار هیجان انگیز است. دانته در این بازی از سلاح های مختلفی استفاده می کند و سازندگان کاری کرده اند که شما از تمام دکمه هایی که روی کنترلر موجود است، برای اجرای ضربه های مختلف استفاده کنید. وجود چند شمشیر که در مواقع خاص به چنگک نیز تبدیل می شوند، باعث شده تا شما کارهای بسیار زیادی را بتوانید با این سلاح ها انجام دهید. همچنین دانته یک جفت مشت آهنی بدست می آورد که به وسیله آن ها ضربات مهلکی به شیاطین وارد می کند.

ترکیب استفاده از این سلاح ها اجازه نفس کشیدن به دشمنان را نمی دهد. امکان تقویت قدرت ها و خریدن آیتم نیز همانند نسخه های قبلی در بازی وجود دارد. حرکات مختلفی برای هر کدام از سلاح ها و قدرت هایی که بدست می آورید، طراحی شده که می توانید با جمع آوری Orbهای قرمز آن ها را برای دانته خریداری کنید. خوشبختانه این امکان در بازی قرار گرفته که بتوانید قبل از خرید یک قابلیت جدید، آن را تمرین کنید تا با شکل اجرای آن نیز آشنا شوید. قسمت های پلتفرمر نیز بسیار چالش برانگیز هستند و برای عبور از آن ها به سلاح هایتان هم نیاز پیدا خواهید کرد.

محیط ها وارونه، دیوارها و خیابان هایی که امتداد پیدا می کنند یا قصد له کردن شما را دارند، باعث می شوند تا این قسمت بسیار هیجان انگیز از کار دربیاید. در حالت کلی مبارزه با دشمنان چندان چالش برانگیز نیست، اما زمانی که چند نوع مختلف از دشمنان پیش روی شما قرار می گیرند، این قسمت کمی از یکنواختی خارج می شود. از طرف دیگر، باید به فریم بازی نیز اشاره کرد که بر خلاف نسخه های قبلی روی 30 فریم بر ثانیه اجرا می شود و البته لطمه ای هم به هیجان و سرعت گیم پلی وارد نکرده است. همچنین مدت زمان گیم پلی بازی در مقایسه با نسخه های قبلی کوتاه تر است.

نتیجه گیری

نسخه جدید سری بازی های Devil May Cry را نباید به عنوان دنباله ای برای قسمت های قبلی در نظر گرفت. این بازی فصل جدیدی برای این سری از بازی ها به وجود آورده است. البته اگر نام این بازی Devil May Cry نبود، شاید با آن ارتباط بیشتری برقرار می کردیم. به هر حال این بازی بجز سبک و نام شخصیت ها چیزی از نسخه های قبلی اش ندارد، اما استودیوی Ninja Theory توانسته یک بازسازی خوب از این عنوان را راهی بازار کند. بازی ای که برای طرفداران قدیمی این عنوان اصلاً قابل قبول نیست. حتی اگر یکی از نسخه های قبلی را بازی کرده باشید، متوجه خواهید شد که DmC در به چالش کشیدن بازیکنان نمی تواند با نسخه های قبلی رقابت کند.



:: مرتبط با: اکشن , ماجراجویانه , همه , Fantasy ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
manicure یکشنبه 20 فروردین 1396 10:53 ق.ظ
I do not even know the way I finished up here, however I believed this post used
to be great. I don't know who you might be but certainly you are
going to a well-known blogger when you are not already.
Cheers!
BHW شنبه 12 فروردین 1396 01:14 ب.ظ
I could not resist commenting. Exceptionally well written!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
به نظر شما بهترین شرکت بازی سازی کدام است








خوش اومدید. تو این وبلاگ اطلاعاتی راجع به بازی های آینده می تونین به دست بیارین در ضمن این سایت هر روز به روز میشه.امیدوارم اطلاعات خوبی به دست بیارین.

مدیر وب سایت : احمدرضا مستاجران
تمام حقوق این وب سایت متعلق به برترین بازی های دنیا می باشد   |   طراحی قالب : تم دیزاینر